ناصر خسرو
14
وجه دين ( فارسى )
بنيان علىّ ابن ابو طالب و فاطمهء زهرا عليهما « 1 » السّلام و زنده بايد ايستاد او عليه السّلام به كار دين ، و ديگران همه يك فرقه شدهاند بدان كه هر كس كه به امام گذشته اقتدا همىكنند همه مر يكديگر را حق ميگويند و مرين يك فرقه را ناحق ميگويند كه شيعت است و همىگويند كه امام زمن زنده است و فرزند رسولست عليه السّلام « 2 » ، و چون هفتاد و دو « 3 » فرقه مرين يك فرقه را مخالفاند دانيم كه حق ميان اهل شيعت است و ميان آن فرقهاى ديگر نيست و چون اين هفتاد و دو « 3 » فرقه ميگويند كه ما همه برحقّيم گويم كه حق بدعوى درست نشود و بر حق آنست كه بر دعوى حقوقمندى خويش برهان عقلى دارد ، گويم كه مسلمانان پس از رسول عليه السّلام به دو قسمت شدند پيشينه گروه گفتند كه امام پس از رسول عليه السّلام فرزندان رسول شايد و آن گروه شيعت است ، و گروهى گفتند كه پس از رسول عليه السّلام امامت ميان امت است تا هر كه داناتر و پرهيزكارتر باشد روا باشد كه امام باشد كه خداى تعالى هميگويد قوله تعالى يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ هميگويد اى گرويدگان طاعت داريد خداى را و رسول خداى را و خداوندان فرمان را از شما ، پس شيعت گفتند اين خداوندان فرمان از ذريت رسولند و ديگر [ مسلمانان ] گفتند كه روا باشد كه از فرزندان رسول باشد و روا باشد كه نباشد پس شيعت گفتند كه شما اقرار كرديد كه امام از فرزندان رسول رواست ما بشما بدان متّفقيم و بدانچه گوئيد جز
--> ( 1 ) نخ : عليه . ( 2 ) يعنى شيعه را كه همىگويند امام زمن زنده است ناحق ميگويند . ( 3 ) نخ : هفتاد دو .